الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
472
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
باب ( الطاء ) طبع : الطَّبْعُ ، اين است كه چيزى به صورتى و پيكرى و شكلى در آيد ، مثل شكل سكّه و پول كه اعمّ از واژه - ختم ( مهر ) و اخصّ از واژه - نقش است . ( ختم - يعنى مهر زدن ، چون زايل شدنى و متغيّر است پس مهر و يا ختم مثل نقش پول و سكّه نيست كه قرنها باقى بماند ، امّا نقش روى سكّه بجاى مهر هم به كار مىرود ، نقش يا صورت بندى به نقش روى سكّه هم اطلاق مىشود ، امّا پول و سكّه ، نقش و نقّاشى را دربرنمىگيرد ، پس واژه طَبْع أخصّ از - نقش و أعمّ از - ختم - است ) . طَابِع و خاتم - آن چيزى است كه بوسيلهء آن چيزى طبع و مهر مىشود طابع - اسم فاعل آن است و نيز - طابع - يعنى وسيله سكّه زدن مثل ناميدن فعل به اسم ابزار و آلت ، همچون سيف قاطع كه ( شمشير در واقع ابزار بريدن است نه فاعل آن ولى به صورت اسم فاعل به كار رفته است ) . در آيات : ( فَطُبِعَ عَلى قُلُوبِهِمْ - 3 / منافقون ) ( كَذلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلى قُلُوبِ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ - 59 / روم ) ( كَذلِكَ نَطْبَعُ عَلى قُلُوبِ الْمُعْتَدِينَ - 74 / يونس ) كه در آيه : ( خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ - 7 / بقره ) بحث آن گذشت ، ( ذيل واژه ختم ) . و به همين اعتبار مهر شدن دلها با طبع و طبيعت كه همان سجيّت يا سرشت آدمى است